سلام چند قطعه ترانه از خوانندگان بزرگ همه ترانه ها کلمه آبی رو دارن تقدیم به دوست استقلالی
شادمهر:
دل من سیاس ولی آبی رو خیلی دوست دارم
روزای روشن آفتابی رو خیلی دوست دارم
با هوای تو توی کوچه های دلواپسی
غروب مبهم سرخابی رو خیلی دوست دارم
محسن چاووشي:
یه روز بارون ، یه روز آفتاب یه روز آروم،یه روز بی تاب
یه روز با من،یه روز بی من یه روز هم دل ، یه روز دشمن
یه روز آبی ترین دریا ، یه روز تاریک مثل فردا
یه روز بغل بغل آغوش ، یه روز ستاره ای خاموش
داريوش:
تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو
بر سر گلدسته عشق اذان من باش و بگو
بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد
از آن سوی آبی آب خبر نشد خبر نداد
ستار:
ای رگای آبیات چو بستر عشق
شراب هستی درون ساغر عشق
ای کلام آخر به دفتر عشق
نوشتمت به قلبم به شکل باور عشق
سر به سجده بردم برابر عشق
شدی تو اول عشق شدی تو آخر عشق
معين:
زندگی با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ عشق چه آبی رنگِ
سر بذار آروم به روی شونم، شیرینم
وقتی که خسته از این زمونم
ايرج مهديان:
من یه سوالم , تو برام جوابی
تشنه خوابم , تو حریر خوابی
ماهی افتاده به خاکم به خاک
تو چشمه پاک و زلال آبی
اندي:
خدا از اندوه تو پائیزو نقاشی کرد
آبی پاک قلبت دریا ها رو کاشی کرد
به شب مثال زلفت رنگ سیاهی کشید
از برق چشمات تو شب مشتی ستاره پا شید
سيمين:
من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بیتابی میخوام
من از اون وقتای بیتابی میخوام
افتخاري:
اگر می خوای با چلچله یه روزی همسفر بشی
باید ز راز عاشقی همیشه با خبر بشی
با آبی آسمونا پرواز و از سر بگیری
رو شونه ماه بشینی کبوتر سحر بشی کبوتر سحر بشی
گوگوش:
همه شب خواب می بينم كه آسمون آبی شده
اين شب تار و سياه دوباره مهتابی شده
مي بينم صبح شده و راز من و تو همه جا
ميون مردم شهر دوباره آفتابي شده
هايده:
دوباره زیر گنبد آبی ترین آسمون
بیدار می شه چشم زمین از خواب سرد خزون
به شاخه های نیمه جون و خسته زمستون
جون میده دست پرغرور و مهربون بارون
مهستي:
دل عاشق اگه رنگ بهارو آبی میبینه
شبای بی کسیهاشو . شب مهتابی میبینه
به لطف عاشقی حتی گلای زرد پاییزو
به رنگ چشم پر خونش . گل سرخابی میبینه
و
به زیر گنبد آبی احساس . یکی بود و یکی هست
قسم به قصه های عاشقونه . دلم تنگ کسی هست
دلم تنگ کسی هست...
گلپا:
صفای زنده بودن ، طراوت غروره
بنفش و سبز آبی ، سپیده هر بلوره
دوباره روزگاران ، تن صبور و خسته
فریاد از این شکستن ، پشت درهای بسته
پشت درهای بسته
###############################